شعر راز دل ها - فرزند

سوزد دلم بحال  دل مهربان تو

بر دیدگان روشن و اشک روان تو

چون مرغ پر شکسته به کنج قفس چنان

افتاده ای  که رفته ز یاد آشیان تو

طبع روان من نتواند کشد به نظم

یک نکته از غم تو و از داستان تو

فردا کجا خبر دهدم پیک رازها

جز یاد تو خاطرات تونام و نشان تو

بار گناه میکشم از جبر روزگار

زین کوره را ه تیره زرنج گران تو

در گلشن وجود تو چندی بخون دل

بودم به لاله گل تو باغبان تو

ترسم بسوزدم از غم بی انتهای دل

زین آتش غمی که بود در نهان تو

ای وای من از این دل غم آشنای من

ای وای تو از آن دل پر مهربان تو

پیرانه سر چگونه بود روزگار من

با آن صفا و پاکی روح چوان تو

دیدم هزار راز نهان از نگاه تو

خواندم هزار رمز سخن از زبان تو

تو مهر من بدل گرفته و من غمگسار تو

این بوده هدیه من و آن ارمغان تو

هر دم رسد بگوش  دلم ناله های دل

زان روح پر تلاطم و آه فغان تو

جانم ملول گشته ز سودای زندگی

چون است زین معامله سود و زیان تو

دست دعا بدرگه یکتا کنم دراز

خواهم از او همیشه دل شادمان تو

تا از فروغ  چشمه  خورشید زندگی

روشن شود زجلوه او آسمان تو

در باغ پر طراوات و شاداب این جهان

همواره شاد باد دل مهربان تو

پیوند مهر گر ببری  روزی از منت

از خاطرات تلخ تو جویم نشان تو

 

 



منبع: http://raoufimehr.blogfa.com/

شعر در وصف همدان سروده استاد محمد رئوفی ( مهر )

شعر شکوه الوند (مسمط مخمس )

این قله الوند که فخر همدان است 

بر دامنش از چشمه به کهسار روان است

سرسبزی و آن خرمی اش رشگ جنان است

بر عارف و عامی همه جا ورد زبان است

هنگام بهارانش خود مآمن جان است

گر صبحگهی بینی از آن قله والا

زالوند نگر تا که شوی محو تماشا

خورشید که سربرکشد آید سوی بالا

هم رقص کنان بینی اش از دور چه زیبا

از اوج افق رنگ طلا گرد فشان است

از چشمه ملک گویمت ای دل که چه سان است 

جائی است پر از سبزه وخوش نام ونشان است 

آن غلغله اش چون دل عاشق به فغان است 

این ناله جوی از دل کهسار عیان است

هر لحظه دل و دیده نظاره گر آن است

گر خسته نگردی برمت جانب دیگر 

تا در ره کیوار به آن کوه سراسر

بالاتر از آن دشت بود خرم و برتر

میشان بودش نام چه نیکوست ترا بهر

آسوده نشینیم که آرامش جان است

گر میل کنی رفتی از آن ره سوی بالا

تا تخته نادر نشوی رنجه و فرسای

گهواره مریم بودت نیک یکی جای

هم خانه عابد که منی مسکن و مآوای

هنگام تماشای در و دشت و زمان است

ای بس که مفرح بود آن دره مفرا

روئیده گیاهی بهمین نام در آنجا

محصول وی آلاله و آزربه اعلا

کز عطر دل انگیز شوی واله و شیدا

اندوه ز دل میبرد و روح روان است

باز آی که بر تو نمایم ره دیگر

آنجا که ره چشمه فرشته است به معبر 

در بستر آن رود به بالاست یکی سر 

می گردد از آن جای مشام تو معطر 

زان آب کفی نوش که خود راحت جان است 

بر اوج همان دره مرادبیک بود آن رود

بالای سرش شاه نظر قله موعود

بر کوه نوردان جهاندیده و مسعود

بر پیر و جوان ، خرد و کلان جمله بدرود

زان روی که گردشگه آن زنده دلان است

شاطر علی آن دره آباد و مصفا 

آن دره روباه و آن تپه خضراء

هم دره گرگ است مسمی است به آنها

چوی وزمه بود بر زبرش برتر و والا

تا ظن نبری مسکن و ماوآی ددان است

از گنجنامه بر تو بگویم روایت

کز ما نکنی از کم و از بیش شکایت

از کوروش و از شاه خشایار حکایت

خطی است به میخی که شماراست هدایت

بر سنگ نوشته است که تاریخ شهان است

نهری است خروشان و عظیم از سر بالا

آید به سراشیبی از آن دره زیبا

من در عجبم خود که چنین نعمت والا

مبداء زکجا دارد و مقصد کجاها

آبشخور دریای خزر یا که عمان است

از سنگ یکی قلعه اعلای معظم

قز قلعه سی اش نام بود گفته خوارزم

در معبر آن  تاریک دره آن دژ درهم

سنگش همه از مرمر خام است فراهم

خاموش و فراموش که کوه همدان است

افسوس بود زان همه آب فراوان

می نالدو می جوشد و آید زه بیابان

زیبائی و پاکیش چو مرواری غلطان

شایسته که محصور شود آن

تا بهره به زارع دهد و سود درآن است

کوتاه سخن این همه وصف همدان بود 

از خرمی و پاکی و زیبائی آن بود

گویم به تو این گردش ایام چه سان بود

یک روز چنین بود و دگر روز چنان بود

زان رو دل مهر از دی بهمن نگران است

 

 

 



منبع: http://raoufimehr.blogfa.com/

شعر بهار از استاد محمد رئوفی مهر

بهار
باز بهار آمد و این فرودین
کرد جهان را چو بهشت برین
باز بهار آمدو اردیبشهت
در دل صحرا و چمن لاله کشت
بلبلکان گشته غزل خوان وشاد
پیک نسیم آورد از یار ، یاد
مخمل سبز است قبای چمن
بوسه زند بلبل بر یاسمن
جلوه دهد روی طبیعت بهار
تازه کند جان و دل بی قرار
غنچه گل تا دهان باز کرد
بلبل شوریده نوا ساز کرد
تازه کند عشق جوانی بهار
زنده کند خاطره و یاد یار
نرگس مستش دل و جان می برد
سرو قدش تاب و توان می برد
سوسن آزاده کند دلبری
باد صبا کرده چه رامشگری
شادی روی چمن از روی گل
خرمی زندگی از بوی گل
بلبل بی دل کند این نغمه ساز
شادیش آن است که گل گشته باز
گه به غزل خوانی و رامشگری
گاه کند عشوه و افسونگری
سربدر آوردبنفشه ز خاک
شبنم با بوسه رخش پاک کرد
ناله آرام دل جویبار
هست به دل های غمین غمگسار
در پس این دایره نیلگون
هست یکی قدرت بی چندو چون
می گذرد روز و مه و سال ها
تا که دگر سازد احوال ها
دل نتوان بست به این روزگار
گر چه کند شاد ترا چون بهار
لشگر غارتگر سرما ز پی
می رسد ازبهمن و اسفند و دی
گردش ایام ندارد قرار
مهر نبینی تو از این کجمدار
کار شب و روز نه کاری است خرد
بی خبرت می زند او دستبرد
خرمن عمر است که رفته به باد
حیف کز آن نیست ترا هیچ یاد
باز بسی بهمن و اسفند ودی
آید از این پس شود ایام طی
لیک من آنجا به مغاک اندرم
خفته و آسوده به خاک اندرم
ای دل وامانده غافل ز کار
خرمن عمر است دمی هوشدار 



منبع: http://raoufimehr.blogfa.com/

زندگی نامه

                                                  زندگی نامه استاد محمد رئوفی ( مهر ) 

نام : محمد                                                

نام خانوادگی : رئوفی                     

 تخلص : مهر

متولد : 1304 شمسی                

 محل تولد : شهر همدان                 

شغل : دبیر دبیرستان ها و مدرس دانشسرای های   تربیت معلم همدان

استاد محمد رئوفی مهر در سال 1304 خورشیدی در شهر همدان  درخانواده ای از طبقه متوسط دیده بجهان گشود پدرایشان به شغل آزاد ( قنادی) اشتغال داشت و استاد دوران کودکی را تا سن تعلیم وتربیت تحت تعالیم پدر و مادر گذرانیده و سپس به اهتمام پدر و شوق و علاقه وافری که به تحصیل علم  داشت به مکتب خانه وارد و در آنجا تعلیمات مقدماتی را نزد مکتب داران آن زمان گذرانیده و با تاسسیس مدارس رسمی به دبستان محمدیه با مدیریت آقایان مدیر و زرین قلم وارد شده و دوره ابتدائی را در آن مدرسه سپری میکنند. در سال 1319 پس از اتمام دوران ابتدائی چندسالی را به شغل آزاد پرداخته و در سال 1327دوران دبیرستان را بطور داوطلب در سه مقطع سیکل اول و دوم توامان به پایان رسانیده به دیپلم ادبی نائل گردیدند ومقارن با  همان سال ها به خدمت آموزش و پروش درمی آیند و مدتی در مدارس ابتدائی شهرهمدان به شغل تدریس میپردازند در سال 1336 همزمان در دو رشته دانشگاهی((رشته حقوق دانشگاه تهران و  رشته فلسفه و علوم تربیتی در دانشسرای عالی تربیت معلم تهران ) به تحصیل مبپردازند . با توجه به اینکه روسای دانشگاه تهران به تحصیل همزمان در دورشته تحصیلی  ایراد وایشان رامخیر به انتخاب تحصیل در  یک رشته  می نمایند که نهایتا با توجه به اینکه در داتشسرای عالی تعهد خدمت در آموزش و پرورش داشته اند و با ملحوظ داشتن عشق و علاقه ای به تدریس پس از دو سال و نیم تحصیل دررشته حقوق از ادامه تحصیل در آن رشته انصراف و در سال 1340 از دانشسرای عالی تربیت معلم موفق به اخذ لیسانس در رشته فلسفه و علوم تربیتی میگردند و بر اساس تعهدی که داشتند به زادگاهشان  همدان مراجعت و با انتصاب مجدد در آموزش و پرورش در دبیرستان ها ی شهر همدان  و همچنین مدتی را بعنوان راهنمای تعلیماتی معلمان در شهرستان رزن از توابع استان همدان به تدریس میپردارند و با تاسیس مراکز تربیت معلم ( مقدماتی و راهنمائی) که جهت  تربیت معلم در مقاطع ابتدائی و راهنمایی تحصیلی در همدان افتتاح گردیدند بطور تمام وقت در مراکز مذکور به تدریس و تربیت معلمان اشتغال داشتند . در سال 1342  با سرکار خانم فاطمه ناظری که ایشان هم از تحصیلکردگان مرکز تربیت معلم بودند و به امر تدریس اشتغال داشتند ازدواج نموده که حاصل این ازدواج یک فرزند پسر و دو فرزند دختر به نام های امیر حسن " گیتی و حوریه میباشد که آنان هم دارای تحصبلات و مدارج  عالی دانشگاهی میباشند و دختران به امر تدریس وپسر ایشان به امر وکالت ومشاروه حقوقی اشتغال دارند . استاد محمد رئوفی (مهر) پس از سالیان متمادی که در مراکز مختلف آموزشی به تربیت فرزندان این آب و خاک اهتمام ویژه و دانش آموختگان زیادی تحت تعلیم  داشتند و هم اکنون در زمینه و رشته های مختلف از بزرگان و افراد مفید در جامعه میباشند"   نهایتا در سال 1363 با افتخار بازتشستگی نائل گردیدند با عنایت به اینکه  تحقیق مطالعه و برای ایشان از اولویت خاصی در زندگی برخوردار بود وهمواره در این زمینه فعالیت داشتند پس از بازنشستگی نیز وقت خود را مصروف این موضوع و همچنین فعالیت در زمینه های مختلف فرهنگی " ادبی و اجتماعی در انجمن های ادبی و هنری و نهاد های اجتماعی  و همچون قبل به نوشتن مقالات و کتب متعدد اقدام  مینمودند و در غروب غم انگیز روز چهارشنبه 22 شهریورماه 1396 بدرود حیات گفتند

خصوصیات اخلاقی و شخصیتی :

 استاد رئوفی مهر از خصوصیات اخلاقی و شخصیتی خاصی برخودار بودند بدرستی آنچه که همه انسانها به تخلق این اخلاق رفتار ها سفارش شده اند و بطور خلاصه واجد همه صفات وویژگی های یک انسان مفید و موثر بودند

دوستی و محبت :

 انسانها برای ایشان از ارزش و احترام زیادی برخودار بودند  فارغ از اینکه در چه سطحی یا سنی قرار دارند ایشان اعتقاد داشتند که انسانها را فارغ از هرگونه انگیزه ای باید بی بهانه دوست داشت و با رفتار خود این را به همگان خصوصا خانواده تعلیم میداند . و دراثر این خصوصیت افراد از کودک و نوجوان تا افراد بزرگسال مجذوب رفتار و شخصیت ایشان می شدند .

وفای بعهد:

  اهمیت خاص به انجام تعهدات و قول و قرار ها  از ایشان شخصیتی ساخته بود که خود را ملزم به انجام آنها در موعد مقرر وحتی جلوتر از آن می دانستند و مهم تراز آن این بود که آنهارا اولویت بندی نمی کردند که آنرا که اهمیت کمتری داشت از انجام آن صرف نظر کنندیا به زمانی دیگر موکول کنند" از نظر ایشان تمامی قول و قرار ها و تعهدات اعم از مهم و غیر مهم مالی و غیر مالی در موعدش باید انجام میشد .

امانتداری :

ایشان به واقع امانتداری را از مشخصه های بارز افراد قلمداد مینمودند و در همه زمینه های زندگی تعمیم میداند بخصوص در امور  تحقیق و تفحص در مسائل علمی و ادبی " تالیفات و تقریرات رعایت این اصل را می نمودند بطوریکه در آثار ایشان مشهود میباشد "  و این ویژگی درسایر شئون زندگی ایشان کاملا مشخص بود .

 

 

 

احساس مسئولیت :

شخصیت ایشان بگونه ای شکل گرفته بوده که نمی توانستند نسبت به اوضاع و احوال آنچه که در  جامعه و اطراف ایشان می گذشت بی تفاوت باشند و هر جا که  احساس میکردند لازم است اقدامی انجام گیرد پیگیری و اقدام می نمودند و در همه زمینه ها دارای نظر و عقیده  بر مبنای شناخت علمی و واقعی بودند  و تا موضوعی و نظری برای ایشان کاملا از نظر علمی " عقلی و منطقی ثابت و مسجل نمی شدآن را  نمی پذیرفتند . حساسیت ایشان به مسائل  و رفتارها  بگونه ای بود که حتی نسبت کوچکترین  رفتار ها دقت  داشتند که نمونه آن را که منتهی به اقدام برای ترجمه روان و سلیس آیات قرآن کریم گردیداز  رفتار و واکنش یکی از دانش آموزان ایشان که در کلاس درس  قرآن انجام داده بود  " می توان نام برد . هر جاکه موضوعی رامشاهده یا آگاهی می یافتند  که نیاز به اقدام دارد نسبت به آن دقت  و با مراجعه به مراجع مربوط به طرح آن  اقدام و تاحل نمودن آن پیگیری میکردند. در زمینه نقدمسائل ادبی و اجتماعی مواردی را که تشخیص میدانند مطرح و از طریق روش های مختلف و منطقی پیگیری مینمودند.

رعایت حقوق دیگران :

از دیگرخصوصیات ویژه ایشان بودکه اهتمام جدی به آن داشتند و همچنین نسبت به  مسائل مالی بسیار دقیق و از واسوس زیادی برخوردار بودند  و مراقبت و مواظبت میکردند و حقوقی را که نسبت به دیگران بعهده داشتند تمام وکمال به انجام برسانند شاید این ویژگی کامل کننده تمامی ویژگی های دیگری است در مورد ایشان برشمرده شد .

صداقت و صراحت :

 در شئون مختلف زندگی شیوه ای کاملاصادق "  صریح و شفاف داشتند ضمن اینکه هیچگاه ازمرز احترام به دیگران خارج نمیشدند و در بیان نظرات و اعتقادات نیز همین روش را داشتند نظرات خودرا که بر پایه عقل ومنطق و اخلاق استوار بود در کمال احترام و فارغ از هرگونه انگیزه ای که شائبه منافع شخصی برای ایشان ایجاد کند بیان مینمود و بهمین جهت افراد و نهاد های که در جامعه با ایشان ارتباط داشتند به لحاظ خلوص و اطمینان از حس نیت جذب رفتار و منش و پذیرای  نظرات ایشان میشدند البته ایشان هیچگاه ادعای کامل بودن یا تحمیل نظرات خودرا نداشتند لکن در بیان نظرات خود صراحت و شفافیت را در نظر داشتند .  هیجگاه بطور مستقیم به  نصیحت و پند واندرز به دیگران مبادرت نمی کردند بلکه این رفتار ومنش ایشان بود که الگوبرای  خانواده و دوستان و آشنایان بود والبته اگرشرایط بگونه ای میشد که نیاز به توصیه و گفتگتوی مستقیم می بود به آن اقدام می نمودند  .

انتقاد پذیری :

استاد رئوفی مهر نسبت به آنچه در اطرافش می گذشت حساس و دارای نظر و عقیده و نظرات خودرا بیان مینمود به همین میزان هم در قبال انتقادات و پیشنهادات به نظرات " رفتار ها و آثار شان نیز پذیرای پیشنهادات و انتقاداتی که بر پایه اصول علمی " عقلی " منطقی و اخلاقی قرار داشت بودند .

استعدادو حافظه :

 ایشان از استعداد و قدرت حافظه ای بسیار  قوی برخوردار بودند به لحاظ استعداد با توجه به اینکه پس از اتمام دوره ابتدائی چند سالی را به شغل آزاد در نزد پدر اشتغال داشتند ولی همیشه دغدغه تحصیل و مطالعه داشتند بطوریکه پس از چند سال دوری از درس هنگامیکه مجددا شروع به ادامه تحصیل میکنند موفق میشوند بصورت داوطلب دوره های سیکل اول و دوم ودپیلم متوسطه را طی دوسال بگذرانند و موفق به اخذ دیپلم ادبی گردند .

هنر :  ایشان معتقد بودند که هنر پدیده ای است که میتواند انسان را از زشتی و پلیدی دور کرده و به وی معنی ببخشد به عقیده ایشان هنر در ضمیر انسانها  نهفته است . معتقد بودن اگر انسان عزت نفس داشته باشد  می تواند عقده های سرکوفته خود را از طرق مختلف از جمله گرایش به هنر تسکین بخشد و اینجاست که هنرمند برای تسکین و آرامش روح خود به خلق آثار میپردازد . و اگر فرد عزت نفس نداشته باشد " عقده های سرکوفته وی را به باطل کشانیده و ممکن است این عقده ها بصورت کارهای ناپسند ظهور کند و معتقد بودند که شعر نوعی هنراست که عواطف را بیان میکند . در مورد مطالعه نیز ایشان معتقد بودند مطالع فی نفسه هدف نیست نتیجه ای که از مطالعه عاید انسان می شود هدف است . انسان باید هدفمند باشد بعد از مشخص شدن هدف انتخاب اهمیت پیدا میکند . 



منبع: http://raoufimehr.blogfa.com/

مقالات

فهرست مقالات تهیه شده توسط استاد محمد رئوفی ( مهر) 

1 - شرحی بر زندگی عارف شهید حسین بن منصور حلاج 

2- شرحی بر زندگی عارف شهید عین القضاه همدانی .

3- شرحی بر زندگی آیت ا... ملا علی معصومی همدانی . 

4 شرحی بر زندگی ابوریحان بیرونی .

5- شرحی بر زندگی پروین اعتصامی . 

6- شرحی بر زندگی مرحوم علی محمد آزاد . 

7- شرحی بر زندگی غمام همدانی .

8 - شرحی بر زندگی مفتون کبریائی . 

9- دوازده رخ در شاهنامه . 

10- نقش زن در توسعه فرهنگی و اجتماعی . 

11- چاذبه های توریستی  همدان 

12- بخش از گفتار و کلمات قصار بابا طاهر . 

13- متون درس ادبیات  و علوم تربیتی . 



منبع: http://raoufimehr.blogfa.com/

شعر امید از مجموعه اشعار اندیشه ها و احساس ها استاد رئوفی ( مهر)

                     

امید

دید کسری پیرمردی تابناک

می نشانید او نهالی را بخاک

گفت ،ای پیر این نهالی است خرد

میوه آن کی توانی بازخورد

دفتر عمرت ندارد صفحه ای

از چه بنگاری در آن خود نکته ای

کار خود را بر جوانان واگذار

خود نگه کن گردش این روزگار

روزگار پیری و  وقت دعاست

گر عبادت پیشه کردی آن رواست

گفت پیر، از روی اخلاص و یقین

نی عبث کارم نهالی در زمین

آنچه بردم بهره از  خوان جهان

حاصل زحمات مردان است آن

کاروان زندگی اکنون ز ماست

کاروان دیگری خود در قفاست

گنج ما از رنج آنان شد پدید

نی روا باشد کنیمش ناپدید

این جهان جز کشتگاهی بیش نیست

حاصل آن جمله بهر خویش نیست

خود بیایند از پی ما در جهان

تا که آموزند رسم رفتگان

کرد بخشش ، پیر را نوشیروان

زآنکه بیدار شد ازخواب گران

گفت ، بار آورد مارا این نهال

ممکن آمد بهر تو امر محال

چون مرا آیندگان تدبیر بود

بهر تدبیر این چنین تقدیر بود

((مهر)) ار خواهی بیابی حاصلی

دور کن از خویش رسم کاهلی



منبع: http://raoufimehr.blogfa.com/

خواب و خیال

شعر خواب و خیال از مجموعه اندیشه ها و احساس ها

(مجموعه اشعار ) استاد محمد رئوفی مهر است که در سال 1395 به زیور طبع آراسته گردید .

ای چشم مست محو تماشای  کیستی ؟

مفتون روی و موی دل آرای کیستی ؟

با آن دل رمیده چشم نیم باز

سرگرم دیدن قد رعنای کیستی ؟

جام جهان تهی زمی ناب آرزوست

بیهوده مست جام فریبای کیستی ؟

باغ خزان زده است گلستان عمر ما

هر دم به یاد گلشن زیبای کیستی ؟

از من بجز دریغ جوانی نمانده است

بازیچه فسانه فردای کیستی ؟

من در خمار جرعه دیدار مانده ام

در بزم عیش " ساغرو مینای کیستی ؟

لب تر نکردم از می وصل همی خورم

حسرت به آنکه ساقی و صهبای کیستی ؟

سودی نبرده ایم زسودای زندگی

هر گه به فکر بهره ز سودای کیستی ؟

هر شب که ماه جلوه فروشدبه آسمان

روشنگر سیاهی شبهای کیستی ؟

لبخند روزگار فریب است و هیچ نیست

بیهوده در نیاز و تمنای کیستی ؟

مهر تو نیست در دلم ای روزگار پیر

خورشید وار انجمن آرای کیستی ؟



منبع: http://raoufimehr.blogfa.com/